تبليغاتX
نامه ای به دوست

نامه ای به دوست

قلب من

دل نزد تواست اگرچه دورى زبرم جوياى توام اگر نپرسى خبرم خالى نشودخيالت ازچشم ترم درقلب منى اگر چه جاى دگرم

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 20:20  توسط محمد  | 

عشق

ای که می پرسی نشان عشق چیست عشق چیزی جز ظهور مهر نیست عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست عشق یعنی جان من قربان اوست
____________________________________________________________________________
دوست من مراقب باش ، چون بعضی ها در حالیکه تعدادی هندوانه زیر بغلت می گذارند، به تعداد کافی پوست موز هم زیر پایت می اندازند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 19:24  توسط محمد  | 




+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1390ساعت 17:29  توسط محمد  | 




+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1390ساعت 17:28  توسط محمد  | 




+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1390ساعت 17:25  توسط محمد  | 

مسافری که نیامد...

خدا کند بیاید مسافری که نیامد و کوچه کوچه بنازم به عابری که نیامد دوباره مثل گذشته تمام فاصله ها را غزل غزل بنویسم به شاعری که نیامد به پلک پلک نگاهم دخیل خاطره بستم و رو به پنجره کردم به زائری که نیامد شکسته بغض غرورم در انتظار عجیبی دعا کنید که بیاید مسافری که نیامد

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 11:30  توسط محمد  | 

محرم اسرار

ما را به تو سری-ست که کسی محرم اسرار کسی نیست * ما در ره عشق تو اسیران بلاییم* کس نیست چنین عاشق بیچاره که مایم *بر ما نظری کن که در این شهر غریبیم *بر ما نظری کن که در این شهر گدایم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 3:33  توسط محمد  | 

پست مطلب جدید

ده ها هزار سال است که زندگی میکنیم. و تا به امروز ادامه داده ایم. نسلمان منقرض نشد .شاید به خاطر این است که انسانهای پیش از ما. انسانهای نخستین هم برای زندگی معنایی داشتند .هر کسی آن را معنی کرده است. در حد خودش. برخی ها میگویند زندگی کار است. برخی دیگر میگویند. زندگی فقط یک لبخند ساده است یا یک نگاه صادقانه است. بعضیها همه زندگیشان همسرشان است. عده ای همه زندگیشان پول و ثروت است. برای برخی سادگی تمام زندگی است. برای برخی زندگی اعتماد است. زندگی عاشق بودن است

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 20:12  توسط محمد  | 

دل

دوش  در حلقه  ما  قصه  گیسوی  تو  بود   
                                                              تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود

دل که از ناوک مژگان تو در خون می‌‌گشت 

                                                             باز  مشتاق  کمانخانه  ابروی  تو   بود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 0:15  توسط محمد  | 

الهي نسوزي،

 

 

Afshin Sepehr - Matame Eshgh_youtube
الهي نسوزي، تو گفتي بسوزم
گذاشتي که هر شب به ره چشم بدوزم
من از گريه هر شب يه دريا مي سازم
همه زندگيمو به چشمات مي بازم
صداي دلم رو، تو نشنيده رفتي
خراب تو گشتم، کلامي نگفتي


تو را مي سپارم به دست خدايم
فقط او شنيده هميشه صدايم
تو را مي سپارم به دست خدايم
فقط او شنيده هميشه صدايم


يه شب عاشقانه برات گريه کردم
تو هرگز نديدي به لب آه سردم
تو با بي وفايي به خاکم نشوندي
من ساده دل رو به غربت کشوندي
نمي بخشمت من! ببين روزگارم
ببين از جدايي چه بر سينه دارم


تو را مي سپارم به دست خدايم
فقط او شنيده هميشه صدايم
تو را مي سپارم به دست خدايم
فقط او شنيده هميشه صدايم


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 21:45  توسط محمد  |